سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

112

قواعد السلاطين ( فارسى )

اى برادر ! قصر دين بنياد كن * وز كرم آن قصر را آباد كن مستحقّان را ز حرمان بازجوى * دردمندان را به درمان شاد كن گر تنى بينى به غم ، مسرور دار * ور دلى بينى خراب ، آباد كن عاجز و محروم بينى ، مال بخش * بىكس و مظلوم را امداد كن كه باعث رستگارى عقبا گردد كه سرانجام آمد شد ليل و نهار روزى است و چه روزى ! روزى كه در آن اوّل و آخر عالم و خلف و سلف [ 86 ] اولاد و اعقاب بنى آدم را جمع كنند و خطبهء لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ « 1 » بر هجده هزار عالم خوانند و سكّهء بطلان بر چهرهء دينار و درم خورشيد و ماه نهند و حقّه‌هاى اجسام اين قبّه‌هاى لاجوردى پيكر را در ميدان استغنا به سنگ بىنيازى درهم شكنند و دنانير انجم را كه چون مسامير بر الواح افلاك دوخته‌اند ، بگشايند . بختيان بلند كوهان كوهها را در بساط عرصات چون پيل شطرنج بىجان و روان گردانند . هركه امروز شاهوار در عرصهء روزگار به قدم عدل و ريزش رفته و از مات و موت معنوى خلاص يافته باشد ، در هشت خانهء هشت بهشتش بنشانند ، و آن‌كه فرزين‌وار برين بساط بىمدار كج‌رفتار بوده ، به پيادگان « سبق المفرّدون » « 2 » اسب گلگون در ميدان سبقت بر رخ زرد او دوانند و به اين شيوه در ملأ اعلى درجات و ترقّيات يابند .

--> ( 1 ) . غافر / 16 . ( 2 ) . آغاز عبارتى است كه به عنوان حديث نبوى آورده‌اند . ر . ك : فرهنگ مأثورات متون عرفانى ، ص 273 .